‏نمایش پست‌ها با برچسب چت مخ. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب چت مخ. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ بهمن ۱۸, چهارشنبه

لاریجانی ها

از بـیـن کـسـانـی کـه بـدونـن بـرادران لاریـجـانـی چـنـد نـفـر هـسـتـن
بـه قـیـد قـرعــه بـه یـک نـفـر یـک دســتــگـاه پـــــرایــد جـایـزه  تـعـلـق خـواهــد گــرفـت!

۱۳۹۱ بهمن ۳, سه‌شنبه

خواب نداریم

سـاعـت بـدن مـن بـا نـیـویـورک تـنـظـیـم شـده! فـقـط مـعـلـوم نیـسـت ایـنـجـا چـه غـلـطـی مـیـکـنـم!!

۱۳۹۱ دی ۲۹, جمعه

زن گرفتن [1]

آدم بــره تــوی قـبـیـلـه سـرخ پـوسـتـهـا صـاف جـلـوی خـرس خشمگین رئـیـس قـبـیـلـه بـشـیـنـه بـگـه دخـتـرتـو مـیـخـوام! اونـم بـگـه " از شـجـاعـتت مرا خوش آمـد، زیـن پـس اورا گـرگــ خـاکـسـتـری صــدا کـرد، بـیـا ایـنـم دخـتـرم رعـد کـوهـستـان، ایـنـم سـوئـیـچ اسـبـت، چـادرتـان را هـم داده ام بـالای تـپـه مـشـرف بـه سـاخـتـمـان پـنـتـاگـون بـنـا کننـد! "
سـال اول رعـد کـوهـستـان بـرایـت یک دخـتـر مـیـزایـد، رئیـس قبـیـلـه بـنـا بـه نـامگـذاری امـسـال از سـوی مـقـام مـعـظـم رهـبـری بـه عنـوان حمـایـت از تـولـیـد ایـرانـی و سـرمـایـه داخـلـی، اسـمـش را مـیـگـذارد تـنـــدر90 ! قـاعـدتـا مـحـصـول مشترک گرگ خاکستری و رعد کوهستان بـایـد گـرگ کـوهـسـتـان از آب در مـی آمـد! اما رعـد کـوهـسـتـان مـیگویـد ایـران خـودرو اسـپـانـسـر قـبـیـلـه اسـت، شـانـس آورده ایـم آردی نـگـذاشـتـه اند، اشکال ندارد سـال بـعـد یـک جـفـت پـسـر خواهـم زاییـد، اسمشـان را سـگ زرد و شـغـال مـیگـذاریـم، همـه خواهنـد گفـت سـگ زرد بـرادر شـغـال است!

و یـک شـب کـه تـا صـبـح دور آتـش وَجـه وَجـه میکـنـی تـا جـانـت در بـیـایـد، افـسـوس خـواهـی خـورد که ای کـاش بـا اسـکـیـمـوها وصـلـت کـرده بـودم، لااقـل ســرد بـود تـا صـبـح بـه هـم مـی چـسـبـیـدیـم و هـر روز از رعـد کـوهـستـان نـمـی پـرسـیـدی کـه از چـیـزی عصـبـانـی سـت کـه اینـگـونـه سـرخ شـده اسـت و او پـاسـخ نـمـی داد کـه مـگـر آنـروز کـه پـاشـنـه ی چـادرمـان را درآورده بـودی کـور بـودی و نمـیـدیـدی کـه مـا سـرخ پـوست هـسـتـیـم! سـورتـمـه سـوار مـیـشـدی و حالش را مـیـبـردی، امـا بـرای یک لـقـمـه گـوشـت گـوزن بـایـد سـگ لـرزه مـیـزدی چـون اسـکـیـمـوهـا دامـاد سـرخـانـه نـگـه نمـیـدارنـد و بـصـیـرت شـان تـنـهـا انـتـخـاب بیـن پـوتیـن و مـدودوف اسـت!

یـا یـک دخـتـر شـرقـی را بـه زنـی گـرفتـه بـودم، اسمـشـان هـم قشـنـگ تـر اسـت، اول اسـم همـه شـان افـسـانـه اسـت، هـمـیـن افـسـانـه دونـگ یـی یـا افـسـانـه ی یـانـگـوم! غـذا میـپـزد بـرایـت، و تـو خـواهـی گـفـت نمکـش کـم اسـت و او تـا صبـح عـذرخـواهـی خـواهـد کـرد و خـواهـد گـفـت : مـرا بـبـخشـیـد یـا بُکشـیـد سـرورم و تـو خـر کیـف خـواهـی شـد کـه آخـر زن هـم ایـنــقــــدررر ولایـت مــدار؟!؟...

۱۳۹۱ دی ۲۰, چهارشنبه

مورچه خوار

آدما به جز کودک درون یه مورچه خوار درونم دارن!

لامصب معلوم نیست چقد مورچه میخوره که همش ما در طوفان به سر میبریم!

۱۳۹۰ دی ۷, چهارشنبه

سیر تحول نون خشکی

مسیج اومده:

آهـن آلـــــات، ضـایعــات، نـون خـشـک، پلاستیک پـاره، قوطی و مـقـوا، لوازم بــرقــی، فرش دستباف
خــــــــریــــــــــداریــــم!

با مدیریت احمدی . موبایل: #0936466773

۱۳۹۰ دی ۵, دوشنبه

باز هم جنتی

دوستان شنیدم جنتی مریضه داره میمیره! من به شدت نگران حالشم! میترسم این بیوفته بمیره یهو زمین و زمان در هم بپیچه، کوها بندری برقصن، خورشید زارپی بیوفته توی سیاهچاله آسمون تیره و تار بشه، دنیا تموم شه! اصن نکنه این ماجرای 2012 که میگن به این ربط داشته باشه! هرچی باشه از اول بوده روی زمین حق آبو گل داره، اصولن بیوفته بمیره دنیا هم باید تموم بشه دیگه!
غیر منطقی میگم؟!

۱۳۹۰ دی ۲, جمعه

شرح این روزها

عمو خانه‌اش را فروخت. حالا درآمدشان کمتر می‌شود. با این حال زندگی ادامه دارد. مادرت ادامه دارد. خُروپُف پدرت ادامه دارد. باران که نمی بارد انگار کارمندان کفش هم نمیخرند. حافظ هم پیامکی شده اما یلدا ادامه دارد. تحصیلات تکمیلی ادامه دارد. فیسبوک ادامه دارد. تحریم ها علیه ایران، حکومت شست بر مردم ادامه دارد. واقعاً کاری از دست من بر نمی‌آید. عرضه سکه و صعود ارز ادامه دارد.
تنها کتاب فروشی محلمان، فقط کاغذ رنگی میفروشد و برچسب باربی. صف سبزی فروشی تا سر کوچه ادامه دارد. نمی توانم حرف‌هایم را به دوست دخترم بزنم. نه اینکه نخواهم، نمی‌توانم.

"اگه آشغال دارید بیارید ماهیانه هم فراموش نشه!" آقا اختیار دارید، ماهیانه که چیزی نیست ما روزانه میدهیم! آشغال که داریم، میشود من را ببرید؟! کرایه اش را خودم میدهم، من پُر شده ام. آشغالی ها تاکسیمتر ندارند؟! اشکال ندارد به نرخ آژانس حساب کنید!

فقط دوست دارم همه چیز را بنویسم. اما این هم نمی‌شود، کسی نمیخواند، لایک هم نمیکنند لامصب ها. چه اهمیتی دارد، وقتی دیگر جایی عصرها کباب برگ ندارد. تا وقتی سوپ جو وجود دارد این هم برایم مهم نیست. کمی لیمو بچکانید زندگی خوش مزه تر میشود.

آشفته میگویم میدانم...

۱۳۹۰ آذر ۲۸, دوشنبه

کره شمالی، پنیر جنوبی!

رهبر دیکتاتور کره شمالی مرد و به رهبر قبلیشون پیوست!
این وسط مردم بدبخت بیچاره تر شدن، چون از فردا صبح باید دوبار به خورشید تعظیم کنن!

۱۳۹۰ آذر ۲۰, یکشنبه

کامران هومن

خیلی دلم میخواد بدونم، چند نفر میدونن "کامران و هومن" کدومشون کامرانه کدوم هومن!!!

بیداری اسلامی مردم روسیه

گوینده: شنیدی 4 روزه توی روسیه برای تقلب انتخاباتی مردم ریختن توی خیابون ضد پوتین شعار میدن!؟!

شنونده: [با پوزخند] پس بالاخره بیداری اسلامی به روسیه هم رسید!!!

۱۳۹۰ آبان ۲۴, سه‌شنبه

۱۳۹۰ آبان ۱۷, سه‌شنبه

آماردهی

دختره آمارگیره اومده، رفتم جلو در؛ بعد یه سری سوالِ اسم و مشخصات، میپرسه:
ـ تحصیلات شما چیه!؟ + من دانشجوی فوق لیسانس مهندسی صنایع ... ــ شغلتون؟! + توی یه شرکت پارت تایم کار میکنم. ــ درآمدتون چطوره!؟ + خوبه ساعتی 10 تومن میگیرم! ــ چه خوب!
ــ وضعیت تاهل: + مجرد ــ یعنی تنها زندگی میکنید؟ + بله دیگه ... ــ یعنی کسی با شما زندگی نمیکنه؟! چه جالب! خونه چی! مال خودتونه!؟ + بله... ــ تنهایی سخت نیست؟! + دیگه عادت کردم ــ نه اینجوری نگو هرکسی نیاز به یه همدم داره...

ــ چند سالته!؟ + 26... ــ چه بد! من 28 سالمه، بهت بیشتر میخوره... برادر چی!؟ برادر بزرگتر نداری!؟ + خانوم اینا جز سوالای آماره!؟ ــ هان!؟ ااام... خب یکم معاشرت کردیم!

۱۳۹۰ آبان ۱۵, یکشنبه

اصخر


یه همسایه خوشدل داریم ، امروز بدو بدو اومده خونه ما، که داداشم بعد 6 تا دختر بالاخره پسردار شد، یه اسم خیلی قشنگیم گذاشته...!
- چی؟! ...
+ یادم بودا...
- انوش؟ مهرداد؟ کامی؟ سهیل؟...
+ نه...نه! توک زبونم بودا ازین اسمای اماماست...
- محمد؟ علی؟ حسین؟...
+ نه اینا نیست! ... آهان یادم اومد اصخر !!!
قیافه ما :|

۱۳۹۰ آبان ۱۱, چهارشنبه

پروستات

اون روزی که تخصص پزشکی انتخاب میکردم مغزم پاره آجر ورمیداشت!
یکی از دوستام متخصص پوست، مو و زیبایی شد، بیماراش یه سری دختر دافه خوشگل وخوشتیپ هستن که یا اومدن کوچیک کنن یا حجم بدن یا فُرم بدن! هم پول میدن هم شماره میدن هم....
اون یکی فوق تخصص زنان شد، جنس لطیف خیلی رله میان میشینن معاینه میکنه میرن!!
منه احمق متخصص
پروستات، مجاری ادراری و تناسلی (اورولوژی) شدم توی یه شهرستان کوچیک! از صب تا شب یه مشت سیبیل کلفت میان شلوارشونو میکشن پایین میشینن رو تخت، کارم این شده چشم تو چشم بهش نیگا کنم، کلی چپ و راست کنم، سبک سنگین کنم،... آخرشم چندرغاز بدن برن...
یه وقتایی فک میکنم فاحشه شدم تمام مردای شهرو دیدم!

۱۳۹۰ آبان ۶, جمعه

بخاری

دیشب آخر شب بخاری رو نصب کردیم...
ساعت 7 صب مامانم اومده تکونم میده میگه زنده ای؟! میگم هان!؟ میگه هیچی کاری ندارم بگیر بخواب! 

۱۳۹۰ آبان ۲, دوشنبه

نمیخوای شماره بدی؟!

امروز یه دختره با مامانش اومدن مغازه، دختره هرچی خواست دادم پوشید، جلو آینه اینور اونور رفت، بالا پایین کرد، هی دست دست کرد....
بعد نیم ساعت مامانه رو فرستاد رفت، باز هی رنگ عوض کرد، مدل عوض کرد هی پوشید گفت این خوبه؟! اون میاد؟! منم مثل یه جنتلمن جواب دادم! یکی رو خلاصه پسندید، بسته بندی کردم...
آخرش اومده جلو میز میگه "بابا تو دیگه چقد خنگی، ینی نمیخوای شماره بدی؟!" میگم آخه من فک میکردم آخر فرایند پُرُو خریده نه شماره دادن، ول کرد رفت!

۱۳۹۰ مهر ۳۰, شنبه

مادر احمق

امروز تو مترو یه بچه 7-8 ماهه بغل مامانش بود، دیدمش خوشم اومد لبخند زدم،
مامانش دید... انگشتشو به هزار جای بچه فشار داد که بدبخت بچه یه خنده ای یه شیرین کاری از خودش در بیاره ما خوشمون بیاد!
یه همچین مادرای الاغی داریم...

۱۳۹۰ مهر ۲۹, جمعه

طلاق

ینی زن و شوهری رو میشناسم که 25 سال باهم زندگی کردن هر روز با هم دعوا داشتن تا اینکه طلاق گرفتن!
بعد شیش ماه دلشون تنگ شد گفتن بدون ثبت همینجوری باهم زندگی کنیم...


الان سه ساله خوش و خرم  دوستانه با هم زندگی میکنن، خیلی هم خوب! فک کنم مشکل زندگیشون خودِ طلاق بود لامصبا!

۱۳۹۰ مهر ۱۶, شنبه

لیست متهمان بازداشت شده در پرونده اختلاس 3هزار میلیاردی اعلام شد

- امیر مسعود آریا! ؛ به دلیل تشابه اسم
- امیر مفقود خاوریِ کانادایی؛ (اگه برگرده وفاداریشو ثابت کنه، بیگناهه )
- سید علی خامه ای؛ حق نداشته همچین اسمی داشته باشه حالا یه ن کم داره که دلیل نشد!
- احمد محمودی نژاد؛ به دلیل تشابه و زشتی ظاهری
- افراسیاب کریم مشایی؛ جریان انحرافی
- آبدارچی بانک صادرات اهواز؛به دلیل دریافت پونصد تومن کنار سینی چای
- منشی دفتر مدیر عامل بانک صادرات؛ متهم به قرار دادن اسناد داخل یک پاکت مجهول
- راننده مدیرعامل بانک ملی؛ به دلیل انتقال مدیر عامل متواری به فرودگاه
- کارمند تنظیم کننده اسناد ال سی؛ال سی اسمی فرنگی است و به خودی خود دسیسه آمریکا و انگلیس است.
- پیک موتوری؛ انتقال اسناد اختلاس از بانک صادرات به بانک ملی
- مسئول باجه شعبه بانک ملی؛ تحویل اسناد اختلاس
- سید محمد خاتمی؛ اصن همه آتیشا از گور این بلند میشه!!
- شبکه بی بی سی، ووآ، فیس بوک، جریان فتنه، جامعه بهاییان، کردها، دراویش گنابادی،... به صورت دیفالت در ترغیب و تشویق مختلسین و تشویش، تضعیف، تنظیف نظام نقش دارند.
-....
کلیه متهمین بالا به جرایم خود اعتراف کرده، و با تلاش سربازان گمشده امام و نظام غذایی کشور،کلیه ی مبالغ به جیب ملت شریف باز خواهد گشت!

۱۳۹۰ مهر ۸, جمعه

رانندگی شناسیه چهره ها

دارم کم کم در تشخیص نوع رانندگی افراد از روی چهره به خرد میرسم!
ینی به قیافه یارو نگا کنم میفهمم خرکی رانندگی میکنه یا مث آدم میر
ه یا جون میکنه راه بره!
شاید چند وقت دیگه یه کتاب در این مورد نوشتم!