‏نمایش پست‌ها با برچسب کشک ماليده. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کشک ماليده. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۱ بهمن ۳, سه‌شنبه

خواب نداریم

سـاعـت بـدن مـن بـا نـیـویـورک تـنـظـیـم شـده! فـقـط مـعـلـوم نیـسـت ایـنـجـا چـه غـلـطـی مـیـکـنـم!!

۱۳۹۱ دی ۲۱, پنجشنبه

دکتر محرمه

از قـدیـم و بـه طـور سنـتـی آخـونـدا مَـحــرم بودن و بـه بـهـانـه سـوالات شـرعـی از درونـی تـریـن انـدرونـی هـا سـر در مـیـاوردن!
بـعـده هـا بـا حـضـور فـعـالِ اطـبـاء، دکـتـرهـا هـم  بـه وقـت مـعـایـنـه  و مـکـاشـفـه در زوایا و خـفـایـای ذکـور و اونــاث، شـرعـا محــرم از آب در اومـدن!
اخـیـرا هـم بـرادران سخـت کـوش عکـاس و فـیـلـم بـردار هـم کـه بـه حـُکـمِ فـیـلـمهـا وعـکـسـهـای واجـب تـراز نـون شـبِ  عـروسـی ها و مـجـالـس، قـاعـدتـا حـاجـب درگـاه شـدن!
بـاربـر و تـعـمـیـرکـار لـوازم مـنـزل، بـرقـکـار و لـولـه کـش، آسـفـالـت کـارو نـقـاش ساخـتـمـان و نـصـاب مـاهـواره و... هـم کـه از بـس بـه دالان و پـسـتـوی مـلـت تـردد کـردن، عُـرفـا مـحـرمن!
از مـسـئـولـیـن امـر تـقـاضـا دارم یـه گـوشـه چـشـمـی هـم بـه بـخــش صـنـعـت داشـتـه بـاشـن، ایـن تـراشـکــارهـا هـم آدم هـسـتـنـد.

۱۳۹۰ آذر ۳, پنجشنبه

چاه نکن

این بنده خدا شهیدِ غدیر؛ تهرانی مقدم! میگن سازنده موشک شهاب 3 بوده.
حالا جالب اینجاست اولین نفری که با این موشک ازبین رفت خودش بود!

الان من بین چنتا ضرب المثل گیر کردم؛ چاه نکن بهر کسی، اول خودت دوم کسی! خودکرده را تدبیر نیست! یه سوزن به خودت بزن... چرا عاقل کند کاری ...

۱۳۹۰ آبان ۱۸, چهارشنبه

زن و شوهرن!؟

با مامان جونم نشستیم آکادمی گوگوش دیدیم، با دیدن هر زن و مردی توی تصویر میپرسید: اینا زن و شوهرن!؟!
شاهکار آخرش این بود که توی یه صحنه که گوگوش و خلعتبری رو نشون داد، گفت: اینا چی ... زن و شوهرن!؟
میگم نه مامانجون این گوگوشه...
راس میگی؟! پدرسوخته چقد جوون مونده... هنوز با بهروز وثوق زن و شوهرن؟!

۱۳۹۰ آبان ۱۷, سه‌شنبه

دختر شایسته 2011

دختر شایسته سال 2011 از ونزوئلا بود!
اینه ها، ببین هـوگـو چــاوز چه دافـــایی داره تربیت میکنه اونوخت اینا دارن دختره سیبیلو تحویل جامعـه میدن!
حالا هی برید هوگو چاوزو بغل کنید بیشــورررا...

۱۳۹۰ آبان ۷, شنبه

شیرینی متروی انقلاب

امروز توی متروی انقلاب شیرینی دانمارکی پخش میکردن!
یه یارو اومد یکی برداشت گفت مناسبتش چیه!؟ پسره گفت به مناسبت ازدواج علی و فاطمه...
دو سه تا دیگه برداشت گفت مبارکه، ایشالا خوشبخت بشن، به پای هم پیر شن!

من گفتم پس بگو مناسبت اسلامیه دارن ازین ولخرجیا میکنن!
یکی  دیگه گفت نه پس فک کردی برای زادروز کوروش شیرینی پخش میکنن!؟

۱۳۹۰ آبان ۶, جمعه

مرکز رشد و پایش پشه


هوا که سرد میشه مامانم گلدونا رو قشنگ کود و پشگل میده میاره توی اتاق من میذاره جلو نور!
از وظایف سازمانی منم اینه که به طور روزانه آب، رطوبت، نورشونو کنترل کنم، به عبارت دقیقتر مرکز رشد و پایش پشه زدیم! هر چند وقتم باید قد و وزن و میزان شادابی پشه ها رو بسنجم اگه سرزنده نبودن یکی دو تا پشگل به گلدونا اضافه کنم! شبا هم که اهدای خون اهدای زندگیست!
پشه درست کردیم قد زنبور خدا شاهده...

۱۳۹۰ آبان ۳, سه‌شنبه

کمیته بررسی عوامل شکست رابطه های من

مامانم اومده فیس بوک، همه دخترایی که یه روزی باهاشون رابطه داشتمو داره ادد میکنه، کار به عشقای دوران کودکی هم رسیده...
نمیدونم داره عوامل شکست رابطه هامو بررسی میکنه یا چیزه دیگه!؟

۱۳۹۰ مهر ۳۰, شنبه

مادر احمق

امروز تو مترو یه بچه 7-8 ماهه بغل مامانش بود، دیدمش خوشم اومد لبخند زدم،
مامانش دید... انگشتشو به هزار جای بچه فشار داد که بدبخت بچه یه خنده ای یه شیرین کاری از خودش در بیاره ما خوشمون بیاد!
یه همچین مادرای الاغی داریم...

آقا اجازه

ینی یه همکلاسی داریم داره ارشد میخونه هنوزم تو فاز مدرسه است، به جای استاد میگه آقا!

۱۳۹۰ مهر ۱۵, جمعه

من اصن هیچوقت لیف نمیزنم!

رفتم حموم! مامانم اومده در میزنه، با اصرار میگه میخوای بیام پشتتو بکشم!؟!
میگم نـــــــه، به زور و اصرار اومده پشتمو لیف کشیده، موقع رفتن میگه "نه دیگه واقعن بزرگ شدی ازین به بعد خواستی پشتتو لیف بزنی بگو بابات بیاد، خوب نیست من بیام!!"


نمیدونم یه تجسس مادرانه بود یا چیزه دیگه...

۱۳۹۰ مهر ۱۲, سه‌شنبه

قرآن مجید

یادمه یه روزاز مدرسه که اومدم تا شب به خاطر قرآن مجید گریه زاری راه انداختم...
معلم گفته بود فردا قرآن مجید بیاورید و ما فقط قرآن کریم داشتیم!



پ . ن : هرچی مامانم میگفت فرقی نداره، میگفتم خانوم گفته قرآن مجید...

۱۳۹۰ مهر ۱۱, دوشنبه

شاباش

من نمیفهمم چرا وختی یکی میرقصه میخوان بهش شاباش بدن، به زور تو دهنش پول میچپونن!

۱۳۹۰ مهر ۸, جمعه

رانندگی شناسیه چهره ها

دارم کم کم در تشخیص نوع رانندگی افراد از روی چهره به خرد میرسم!
ینی به قیافه یارو نگا کنم میفهمم خرکی رانندگی میکنه یا مث آدم میر
ه یا جون میکنه راه بره!
شاید چند وقت دیگه یه کتاب در این مورد نوشتم!

۱۳۹۰ مهر ۷, پنجشنبه

کم مونده برا پارکینگ خونمون هم بذارن!

یَنی فک کنم نصف بیشتر این 2میلیون شغلی که میخوان ایجاد کنن رو روی پارکبان برنامه ریزی کردن!

۱۳۹۰ مهر ۴, دوشنبه

صف مستراح

دیشب اینقد خوابم میومد حوصلم نگرفت برم دسشویی!
تا صب خواب میدیدم توی صف مستراحم...

خوشحالم که تو خواب نوبتم نشد... وگرنه صُب با چه رویی تو صورت بابام نگا میکردم!؟!

۱۳۹۰ مهر ۱, جمعه

مستراح پارک

این یارو که جلو مستراح عمومی نشسته پول میگیره از ملت، جلو درو گرفته میگه دویست تومن...

چش تو چشش نگاش کردم ... میگم من که کل فرایندو خودم انجام دادم تو چیکا کردی برام که بهت پول بدم!؟


یکی ازتووو داد زد: "بده بهش، این نقش بوگیرو داره..."

خلال دندون

یَنی لذت خوردن یه پرس چلوکباب سلطانی با دوغ نعنایی و پیاز کاشانو یه سیخ گوجه و دو پر ریحون یه طرف...

لذت برداشتن چنتا خلال دندون اَجلوی صاب رستوران همراه با یه لبخند ملایم یه طرف...

۱۳۹۰ شهریور ۳۱, پنجشنبه

چین تایپه

معرفی بازیکنای والیبال چین تایپه توسط گزارشگر بازی....

یه نفس گفت: چِن زینگ چان مینگ چیا هِنگ!
 

خدا شاهده!

ژانر دفاع مقدس

به مناسبت هفته دفاع مقدس هرشب یک فیلم سینمایی:
شب اول: سفر به چزابه
شب دوم: بوی پیراهن یوسف
شب سوم: آژانس شیشه ای
شب چهارم: از کرخه تا راین
شب پنجم: جنگ نفتکش ها
شب ششم: دکل
شب هفتم: حمله خرچنگها

کلن نیازی به اعلام نیست، به صورت دیفالت هرسال همینه!