۱۳۹۰ آذر ۲۷, یکشنبه

جام جهانی ورزش های زورخانه ای

چند سال پیش با شعار صدور ورزش باستانی ایران، فدراسیون جهانی ورزش های زورخانه ای در تهران تشکیل شد! با کلی تلاش حتی در دورترین کشورهای آفریقایی هم زورخونه ساختن...
چند وقت پیش سومین دوره مسابقات برگزار شد و طنز داستان اینجاست که ایران بین 14 کشور بعد از آذربایجان- عراق - بلاروس و اکراین، پنجم شد!!!
جالبه بدونید بعد از ایران کشورهای کنیا- موزامبیک - زیمباوه - روسیه - اوگاندا - دانمارک - گرجستان - تاجیکستان مقام های ششم تا سیزدم شدن!!
ولی خدایی انگار خیلی خوب این ورزش رو صادر کردن!!! اینو گفتم اگه چند وقت دیگه تیم چین همه مدالهای این رشته رو درو کرد تعجب نکنید!

پ.ن: امروز شنیدم تیم پارازورخانه ای ایران قهرمان شد!(باز به غیرت معلولامون)


ورزش های زورخانه ای دراوگاندا با مربی ایرانی


۱۳۹۰ آذر ۲۴, پنجشنبه

فانتزی کودکی من

فانتزی کودکی من این بود که خونمون اتاق زیر شیروونی داشته باشه، با کف چوبی، حالا اشکالی نداره اگه یکم نمور باشه و یه جیرجیرکم زیر تخت و دوتا عنکبوت کنج سقف برای حفظ اکوسیستم داشته باشه ! با اون موش بند انگشتی که از گوشه اتاق میاد تا خورده نونی که براش ریختمو بخوره هم کنار میام ولی حتما یه پنجره گرد داشته باشه، اینقدی که بعضی شبا که مهتابه یا برف میاد رو لبش بشینم بیرونو نگا کنم.
مثل این کارتونا...

۱۳۹۰ آذر ۲۲, سه‌شنبه

جوجه اردکه داف

از وقتی یادمه جوجه اردک زشت بودم، هیچ پسری به من نگاه نمیکرد، حتی عمل بینی و دانشجوی پزشکی هم فایده ای نداشت...
امروز صب گفتم برا دل خودم یکم بیشتر به خودم برسم برم کلاس... یکم غلیظ تر آرایش کردم لاک قرمز زدم... و رفتم بیرون!

توی پیاده رو که راه میرفتم، انگار همه چی فرق کرده باشه، پسرا همینطور از دور بهم نگا میکردن تا رد میشدن، زیر چشمی میدیدم که برمیگردن نگا میکنن!! من که به این همه توجه عادت نداشتم اول به طور نامحسوس یقه و دکمه های مانتو و زیپ شلوارمو چک کردم، بعدش احساس اعتماد به نفس کردم، قدم هام محکمتر شد، خونم گرم شد... امروز روز من بود انگار!!
تا سر چهارراه توی خیال خودم خوشحال بودم، کم کم یهو نگاها ازم دور شد و به یه سمت دیگه رفت، ناخودآگاه برگشتم، ای لــعنـتــی، یه قوی سپید دو قدم پشت جوجه اردک زشت راه میرفته! یه دختر هفت رنگ از پیاده رو رفت کنار خیابون وایساد، حالا نوبت ماشینا بود که صف بکشن....
بغضم گرفت، اشک توی چشمام جمع شد، دلم میخواست زار بزنم؛آخه بابا منم دخترم ... من هنوز جوجه اردک زشتم!

۱۳۹۰ آذر ۲۰, یکشنبه

کامران هومن

خیلی دلم میخواد بدونم، چند نفر میدونن "کامران و هومن" کدومشون کامرانه کدوم هومن!!!

بیداری اسلامی مردم روسیه

گوینده: شنیدی 4 روزه توی روسیه برای تقلب انتخاباتی مردم ریختن توی خیابون ضد پوتین شعار میدن!؟!

شنونده: [با پوزخند] پس بالاخره بیداری اسلامی به روسیه هم رسید!!!

۱۳۹۰ آذر ۱۷, پنجشنبه

صرف فعل گه خوردن

سر تیتر اخبار شبکه خبر هفته پیش (به طور پی در پی):
دانشجویان بسیجی و انقلابی و خداجوی، پس از آتش زدن پرچم روباه پیر جلوی سفارت به دلیل سیاست های خصمانه دولت انگلیس در اقدامی خودجوش وارد سفارت شدند و مراتب انزجار خود و ملت بزرگ ایران را از انگلیس با سر دادن شعارهای انقلابی به گوش جهانیان رساندند، بعد از پایان مراسم (منظور تخریب و شکستن بزن و ببند)، دانشجویان بسیجی در محوطه سفارت نماز جماعت اقامه کردند که نمادی از بیداری اسلامی و استکبار ستیزی ملت مسلمان است....
مجلس: دولت انگلیس بداند که این اول کار است...
وزارت امور خارجه: تعطیلی سفارت ایران در انگلیس نشانه درستی راه و عزم راسخ ملت ایران است!!!
نماز جمعه: این حرکت نمایانگر بیزاری ملت ایران از سیاست های...
فرمانده بسیج: این اقدام دانشجویان بسیجی وار بود...
.
.
امروز شبکه خبر به طور زیر نویس!!! : (کلا کلمه بسیجی حدف شده)
12 نفر از دانشجویان!!! شرکت کننده در تجمع اعتراضی!!! جلوی سفارت انگلیس به مراجع قضایی احضار شدند!
علما و روحانیون و مدرسین حوزه علمیه قم در پیامی حمله به سفارت انگلیس را محکوم کردند!
مجلس اقدام دانشجویان را خودجوش و غیر سازماندهی شده خواند.
وزارت امور خارجه: اقدام انگلیس در بستن سفارت ایران را شتابزده خواند و اقدام دانشجویان!! را محکوم کرد.
...
دانشجویان خاطی طی بیانیه ای: در آن لحظه احساسات ما بر عقلمان غلبه کرده بود و قرار نبود که...
.
.
به نظر شما دقیقا چطوری میشه به غلط کردن افتاد!؟!؟!؟!؟

۱۳۹۰ آذر ۷, دوشنبه

ابلیس

دیشب توی خواب با ابلیس همنشین شدم!
باهم چایی خوردیم، قدم زدیم، قیافه بدی نداشت ولی خوش قیافه هم نبود، اما آروم و متین بود، حرفای خوبی میزد، کلی نصیحتم کرد که نمیتونم بگم!!!
آخرشم  موقع خداحافظی دست دادیم، گفت:
هرجا گیر کردی رو کمک من حساب کن... مهم نیست به حرفام گوش بدی یا نه مهم اینه هرجا باشی من کنارتم!

ماندن یا نماندن

"اگه برا ادامه تحصیل بری خارج؛
بعدش اگه بخوای برگردی، زندگی اینجا برات سخته!
اگه بخوای برا همیشه بمونی، زندگی کردن اونجا برات سخته!
اگه میخوای بری از بین این دوتا سخت باید یکیشو انتخاب کنی!"
 

اینو از یه نفر شنیدم که فک نمیکردم اصن بفهمه چی میگم!

۱۳۹۰ آذر ۳, پنجشنبه

محرم

طبل بزرگ نشانه ی نزدنه!

موش و سوراخ [چهار]

موش تو سوراخ نمیرفت! سوراخم سوراخ های قدیم...

موش و سوراخ [سه]

موش تو سوراخ نمیرفت
نافرمانی مدنی!

موش و سوراخ [دو]

موش تو سوراخ نمیرفت! باهاش صحبت کردن رفت...

موش و سوراخ [یک]

موش تو سوراخ نمیرفت، چربش کردن رفت!!

چاه نکن

این بنده خدا شهیدِ غدیر؛ تهرانی مقدم! میگن سازنده موشک شهاب 3 بوده.
حالا جالب اینجاست اولین نفری که با این موشک ازبین رفت خودش بود!

الان من بین چنتا ضرب المثل گیر کردم؛ چاه نکن بهر کسی، اول خودت دوم کسی! خودکرده را تدبیر نیست! یه سوزن به خودت بزن... چرا عاقل کند کاری ...

۱۳۹۰ آبان ۳۰, دوشنبه

کوفته

مامانم کوفته درست کرده بود،
توی بشقاب من یه موی بور بلند درومد، نشونش دادم!
میگه بخور صدات درنیاد! تو عقلت نمیرسه... نخش کردم که وا نره !!!